حال میخواهم زندگیم را با رنگ سیاه بنویسم با خط دل بنگارم و با کلام عشق آغاز کنم که شاید اینبار در این جاده ی تاریک سیاه بتوانم تنها با نور عشق زندگی کنم.... سلام دوستان. وقتتون بخیر... از اینکه به این وبلاگ سر زدید صمیمانه ازتون متشکرم. امیدوارم این وبلاگ براتون مفید باشه و نهایت استفاده رو ازش کرده ببرید. در ضمن نظر یادتون نره!!! یا علی
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 12:31 توسط تنهاترین تنها
|
عید سعید قربان بر همگان مبارک باد
+
نوشته شده در چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 12:28 توسط تنهاترین تنها
|
دوست دارم
+
نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 15:26 توسط تنهاترین تنها
|
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 19:4 توسط تنهاترین تنها
|
عجب صبري خدا دارد !
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم
همان يك لحظة اول .. كه اول ظلم را ميديدم از مخلوق بيوجدان ،
جهان را با همه زيبايي و زشتي، به روي يكدگر ، ويرانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
...
اگر من جاي او بودم ، كه در همسايه صدها گرسنه ،
چند بزمي گرم عيش و نوش ميديدم ،
نخستين نعرة مستانه را خاموش آن دم بر لب پيمانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، كه ميديدم يكي عريان و لرزان
ديگري پوشيده از صد جامة رنگين، زمين و آسمان را
واژگون مستانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، نه طاعت ميپذيرفتم
نه گوش از بهر استغفار اين بيدادگرها تيز كرده
پاره پاره در كف زاهد نمايان سجدة صد نامه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم، براي خاطر تنها يكي
مجنون صحراگرد بيسامان هزاران ليلي نازآفرين را كو به كو
آواره و ديوانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم، به عرش كبريايي با همه صبر خدايي
تا كه ميديدم عزيز نابجايي ناز بر يك ناروا گرديده ، خواري ميفروشد
گردش اين چرخ را وارونه بيصبرانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
اگر من جاي او بودم ، كه ميديدم مشوش عارف و عامي
ز برق فتنة اين علم عالمسوز مردمكش ، به جز انديشة عشق و وفا ،
معدوم هر فكري در اين دنياي پرافسانه ميكردم.
عجب صبري خدا دارد !
چرا من جاي او باشم ؟!
همين بهتر كه او خود جاي خود بنشسته و تاب تماشاي زشتكاريهاي اين مخلوق را دارد
وگرنه من به جاي او چو بودم ، يك نفس كي عادلانه سازشي با جاهل و فرزانه ميكردم
عجب صبري خدا دارد ! عجب صبري خدا دارد !
+
نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 18:57 توسط تنهاترین تنها
|
حرفهای خودمونی
آقایون و خانوم های محترم:
سلاااااااااااااااااااام
خوبین؟ خوشین؟ سلامتین؟ ببخشید که دیر شدو ولی بلاخره اومدم و آپ کردم.
این چند وقته سرم حسابی گرم درس خوندن و کنکوره...
برام دعا کنین
بازم از همتون ممنونم
خدا قوت. شاد باشید.....
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 16:21 توسط تنهاترین تنها
|
پایان
+
نوشته شده در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387ساعت 16:17 توسط تنهاترین تنها
|
وقتی از غربت ایام دلم میگیرد
مرغ امید من از شدت غم میمیرد
دل به رویای خوش خاطره ها میبندم
باز هم خاطره ها دست مرا میگیرد
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 17:46 توسط تنهاترین تنها
|
حرفای خودمونی
سلام دوستاااااااااااان
خوبین؟ ولنتاینتون مبارک
اینم چند تا عکس قشنگ تقدیم به شما.امیدوارم خوشتون اومده باشه.... فعلا بای
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 17:35 توسط تنهاترین تنها
|
ولنتاین مبارک
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386ساعت 17:28 توسط تنهاترین تنها
|
این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 16:31 توسط تنهاترین تنها
|
حرفای خودمونی
سلام دوستان خوبین؟
بلاخره بعد از چند وقت اومدم....امیدوارمن توی این سرمای زمستون دلتون همیشه گرم باشه.
از دوستان عزیزی هم که به من لطف داشتن و سراغمو میگرفتن صمیمانه متشکرم.
فرارسیدن ماه محرم رو به شما و خونواده های عزیزتون هم تسلیت میگم.
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 16:30 توسط تنهاترین تنها
|
ماه محرم
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 16:24 توسط تنهاترین تنها
|
اطلاعیه
سلام دوستان. خوبین؟ با عرض معذرت تا چند وقت نمی تونم زیاد آپ کنم. مامان بزرگ من هم مثل خیلی از مامان بزرگها آسمونی شد
از دوستان عزیزی هم که به من لطف داشتن و به یاد من هستن مثل مهسا خانوم و آقا رضا (وبلاگ هنگامه و رضا) و یه بنده خدای عزیز (وبلاگ یه بنده خدا)بی نهایت ممنون سپاسگزارم.......شاد و خرم باشین
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 20:40 توسط تنهاترین تنها
|
تقدیم به مادر بزرگ عزیزم
+
نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386ساعت 20:34 توسط تنهاترین تنها
|